تسليت

شهادت امام صادق عليه السلام

را به شما تسليت می گويم

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٢٩
تگ ها :

دريافت کتاب

چند کتاب زيپ شده 

از شهيد مطهری

برای

دانلود کردن

ا.شناخت قرآن

۲.سيری در قرآن

۳.آشنايی با قرآن

از اين سايت هم ديدن کنيد

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٢٧
تگ ها :

مباهله

فَمَنْ حَاجَّك فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَك مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسكُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلى الْكذِبِينَ

پس هر كس با تو در باره بندگى و رسالت عيسى (عليه‏السلام) مجادله كرد بعد از علمى كه از مطلب يافتى ، به ايشان بگو بيائيد ما فرزندان خود ، و شما فرزندان خود را ، ما زنان خود و شما زنان خود را ، ما نفس خود ، و شما نفس خود را بخوانيم و سپس مباهله كنيم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگويان كه يا مائيم ، يا شما ، درخواست كنيم .

شان نزول :

گفته‏اند كه اين آيه و آيات قبل از آن در باره هيات نجرانى مركب از عاقب و سيد و گروهى كه با آنها بودند نازل شده است ، آنها خدمت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) رسيدند و عرض كردند : آيا هرگز ديده‏اى فرزندى بدون پدر متولد شود ، در اين هنگام آيه ان مثل عيسى عند الله ... نازل شد و هنگامى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) آنها را به مباهله دعوت كرد .

آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه ، به 

شخصيتهاى نجران ، اسقف ( روحانى بزرگشان ) به آنها گفت : شما فردا به محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) نگاه كنيد ، اگر با فرزندان و خانواده‏اش براى مباهله آمد ، از مباهله با او بترسيد ، و اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد ، زيرا چيزى در بساط ندارد ، فردا كه شد پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) آمد در حالى كه دست على بن ابى طالب (عليه‏السلام) را گرفته بود و حسن و حسين (عليهماالسلام) در پيش روى او راه مى‏رفتند و فاطمه (عليهاالسلام) پشت سرش بود ، نصارى نيز بيرون آمدند در حالى كه اسقف آنها پيشاپيششان بود هنگامى كه نگاه كرد ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) با آن چند نفر آمدند ، در باره آنها سؤال كرد به او گفتند : اين پسر عمو و داماد او و محبوب‏ترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر ، فرزندان دختر او از على (عليه‏السلام) هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه (عليهاالسلام) است كه عزيزترين مردم نزد او ، و نزديك‏ترين افراد به قلب او است ... سيد به اسقف گفت : براى مباهله قدم پيش گذار .

گفت : نه ، من مردى را مى‏بينم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام مى‏كند و من مى‏ترسم راستگو باشد ، و اگر راستگو باشد ، به خدا يك سال بر ما نمى‏گذرد در حالى كه در تمام دنيا يك نصرانى كه آب بنوشد وجود نداشته باشد .

اسقف به پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) عرض كرد : اى ابو القاسم ! ما با تو مباهله نمى‏كنيم بلكه مصالحه مى‏كنيم ، با ما مصالحه كن ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) با آنها مصالحه كرد كه دوهزار حله ( يك قواره پارچه خوب لباس ) كه حد اقل قيمت هر حله‏اى چهل درهم باشد ، و عاريت دادن سى دست زره ، و سى شاخه نيزه ، و سى رأس اسب ، در صورتى كه در سرزمين يمن ، توطئه‏اى براى مسلمانان رخ دهد ، و پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم) ضامن اين عاريتها خواهد بود ، تا آن را بازگرداند و عهد نامه‏اى در اين زمينه نوشته شد .

و در روايتى آمده است اسقف مسيحيان به آنها گفت : من صورتهائى را مى‏بينم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوهها را از جا بركند چنين خواهد كرد هرگز با آنها مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد ....

(تفسير نمونه ج : 2  ص :  580 )

 

 

 

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱٧
تگ ها :

معجزه

undefined   
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱٤
تگ ها :

جاودانگی دين اسلام

 

خداوند برای هدايت بشر به او عقل وپيامبر داده عقل هادی درونی و پيامبران راهنمايان بیروني هستند

عقل که همواره دستگير او در مراحل گوناگون بوده ؛اما مي دانیم عقل به تنهایی کافی نبوده و پيوسته بشر به هادی بيرونی که به منزله چراغی روشنگر عقل او بوده نيازمند است وگرنه به بيراهه مي رود.

مي دانیم انسان از بدو خلقت در مسير رشد عقلانی بوده از اينرو با گذشت زمان خواستگاه دينی او نيز به تناسب رشدش تغيير کرده و توقعات بيشتری پیدا مي کند به بیانی ديگر رشد عقلانی اوباعث مي شود تا خواهان کمال بیشتر باشد ؛ بنابراين هر روز که بر اين رشد مي گذرد مي بايست برنامه ديني او نيز تغيير يافته و دستورات کامل تری به او محول گردد. پس هرچه در اين مسير رشد جلو تر مي رود مسئوليت بيشتری متوجه او مي شود .

دِن که  برای بشر همان برنامه زندگي برای رسيدن به سعادت اخروی و کمال است .اگر چه نزد خداوند یکي است ، اما دارای مراحل و نسخه هايي است که به تناسب همان رشد در هر زمان یکی ازآن نسخه ها عرضه مي شود .

اديان الهی که آمدند همين امر را دنبال مي کردند ، لذا با آمدن مرحله ای جديد برای بشر نسخه کامل تری جايگزين می شد تا آنجا که بشر به حدی از رشد رسيد که ديگر تحمل کامل ترين برنامه را داشته و آن مسئوليت بزرگ گريبان گير او گشت .

امروز ما در عصری بسر می بریم که عقل بشر خواهان کامل ترين نسخه دين الهی است ؛ لذا خداوند دين اسلام را به عنوان خاتم اديان برای ما فرستادبنابر این هر کس در اين عصر زندگی مي کند دِن دیگری از او پذيرفته نيست.

 

به آيات ذيل توجه کنيد:

1.ما كان ابرهيم يهوديّا و لا نصراني و لكن كان حنيفا مسلما و ما كان مِنَ المشرِكين ؛ابراهيم ، يهودى و نصرانى نبود; بلكه حق گرايى فرمانبردار بود و از مشركان نبود. ))آل عمران /67.

2.((إنّ الدّين عنداللّه الاسلــم و ما اختلف الّذين أوتوا الكتـب إلاّ من بعد ما جأهم العلم بغيا بينهم و من يكفُر بــءَايـت اللّه فَإن َّ اللّه سريع الحساب ; در حقيقت ، دين نزد خدا همان اسلام است و كسانى كه كتاب [آسمانى ] به آنان داده شده ، با يكديگر به اختلاف نيزنپرداخته اند; مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل ] آمد. آن هم به سابقهء حسدى كه ميان آنان وجود داشت و هركس به آيات خداكفر ورزد، پس [بداند] كه خدا زودشمار است . ))اسلام ، به معناى تسليم در برابر فرمان خداوند است ;) آل عمران /19

3.((و مَن يَبتَغِ غَيرَ الاسلـم دينا فَلَن يقبَل مِنه و هو فى الاخرةِ مِن الخـسرين ; و هر كس غير از اسلام ، آيينى براى خود انتخاب كند،از او پذيرفته نخواهد شد; و او در آخرت ، از زيانكاران است ).آل عمران /85

4.((و إذ قال عيسى بن مريم يـبنى اسرائيل إنّى رسول اللّه إليكم مصدّقا لما بين يدىّ مِن التوريــة و مبشرّا برسولٍ يأتى مِن بعدىاسمه احمد; و [به يادآر] هنگامى كه عيسى بن مريم گفت : اى بنى اسرائيل ! من فرستاده خدا به سوى شما هستم و حقانيت توراترا كه در پيش روى من است تصديق مى كنم و شما را به پيامبرى بزرگوار كه اسم او احمد است و بعد از من خواهد آمدبشارت مى دهم . ) صف/6

5.((قُل يـأيّها النّاس إنّى رسول اللّه إليكم جميعا; بگو اى مردم ! من پيامبر خدا به سوى همهء شما هستم )) اعراف/158

 

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱۱
تگ ها :

معرفی سايت

معرفی

چند سايت درباره مباحث اعتقادی وشبهات قرآنی

ا.پايگاه عقايد       زبان عربی

۲.کتابخانه اعتقادی وقرآنی    زبان فارسی

 

۳.پرسش و پاسخ         زبان فارسی 

۴. شفاعت   زبان فارسی                                                                              

۵. توسل       زبان فارسی                                                                                            

                                               

 

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٩
تگ ها :

 

مژده          مژده

اگه دنبال جايی در اينترنت می گشتيد که به صورت مستقيم و زنده

 به پرسش های دينی  شما پاسخ دهد اين امکان

در سايت نهادنمايندگی رهبری در دانشگاه ها

ايجاد شده است.

راهنمايی:ابتدا وارد سايت شدهاينجا

سپس وارد قسمت پرسش و پاسخ زنده دانشجويی می شويد

اين تصوير را می بينيد

اين قسمت را فشار داده

پس از دريافت نرم افزار آن را unzipكرده

بعديكي از كدهاي كاربري زير را وارد كنيد

User1 يا User2 يا User3 ..... User14
و پس از آن كلمة عبور
2
را وارد نماييد

در تعطيلات رسمي و جمعه‌ها زمان پاسخگويي ساعت 19 الي 21 است.

موفق باشيد

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۸
تگ ها :

 

سلام

عيد بر شما مبارک

 

گریه نجاشی

 

درنخستین هجرت مسلمین به سرزمین حبشه نجاشی پادشاه حبشه آنهاراخواست تا از حالشان خبردار شود، همينكه حاضر شدند جعفر به در خانه نجاشى با فرياد ، اذن دخول خواست ، به اين عبارت كه حزب الله از تو اجازه دخول مى‏خواهد ، نجاشى به اطرافيان خود گفت : به اين فريادگر بگوئيد يك بار ديگر كلام خود را تكرار كند ، جعفر دو باره فرياد كرد : حزب الله از تو اجازه دخول مى‏خواهد ، آنگاه مهاجرين داخل شدند و نجاشى را سجده نكردند نجاشى پرسيد : چرا براى من سجده نكرديد و به 

تحيتى كه معمول هر كسى است كه از هر جاى دنيا بر من در مى‏آيد تحيت نگفتيد ؟ گفتند : ما تنها براى خدائى سجده مى‏كنيم كه تو را و ملك تو را خلق كرده و اين تحيتى كه ما داديم ، تحيت خاص ما است و ما در سابق بت‏ها را مى‏پرستيديم ، خداى تعالى در بين ما پيامبرى صادق برگزيد و او به ما دستور داد به يكديگر تحيتى بگوئيم كه خدا به آن رضايت دارد و آن سلام است كه تحيت اهل بهشت است ، نجاشى فهميد كه سخن او حق است و اين مطلب در تورات و انجيل آمده ، پرسيد : كدامتان بوديد جلو در منزل فرياد مى‏زديد و براى حزب الله اجازه دخول مى‏گرفتيد ؟ جعفر بن ابيطالب که سخنگوی آنها بود جلو رفت و گفت: من بودم ، نجاشى پرسيد : دين شما چه دينى است و اينان چه دينى را اختيار كرده‏اند ؟ جعفر گفت : اما دينى كه بعد از رها كردن دين پدرى خود اختيار كرديم دين خدا ( اسلام ) است كه فرستاده‏اى از خدا آن را از ناحيه خداى تعالى براى بشر آورده ، داراى كتابى است نظير كتاب عيسى بن مريم و موافق با آن ، نجاشى گفت : اى جعفر سخن عظيمى گفتى . آنگاه دستور داد تا ناقوس بنوازند ، بعد از نواختن ناقوس كشيش‏ها و راهب بزرگ آنان وارد شده ، نزد نجاشى جمع شدند ، نجاشى گفت : شما را به خدا سوگند مى‏دهم ، آن خدائى كه انجيل را بر عيسى نازل كرده ، آيا در انجيل پيامبرى مرسل كه بين آن جناب و بين قيامت مبعوث شود يافته‏ايد ؟ همه گفتند : خود و خدا آرى ، عيسى (عليه‏السلام) ما را به آمدن او بشارت داده و اين را هم فرموده : كسى به او ايمان مى‏آورد كه به من ايمان آورده و كسى به او كفر مى‏ورزد كه به من كفر ورزيده ، نجاشى به جعفر گفت : اين مرد به شما چه چيزهائى مى‏گويد و به آن وادارتان مى‏كند و از چه چيزهائى نهيتان مى‏كند ؟ جعفر گفت : كتاب خدا را بر ما مى‏خواند و ما را بدانچه پسنديده است امر ، و از آنچه ناپسند است نهى مى‏كند ما را دستور مى‏دهد به نيكى با همسايگان و صله رحم و احسان به يتيم ، و دستور مى‏دهد به اينكه تنها خداى يگانه را بپرستيم ، خدائى كه شريك ندارد ، نجاشى گفت : از آنچه بر شما خوانده بر من بخوان ، جعفر سوره عنكبوت و روم را خواند ، اشك از چشمان نجاشى و يارانش سرازير شد و گفتند : از اين سخن پاك بيشتر برايمان بخوان ، جعفر سوره كهف را هم خواند ، عمرو در صدد برآمد نجاشى را عليه مهاجرين به خشم آورد ، گفت : اين مهاجرين بر عيسى و مادرش ناسزا مى‏گويند ، نجاشى رو كرد به جعفر كه شما نظرتان در باره عيسى و مادرش چيست ؟ جعفر سوره مريم را خواند ، همينكه به نام مريم و عيسى رسيد نجاشى رشته‏اى بسيار ريز از مسواك چوبيش گرفت و گفت : به خدا سوگند مسيح هم حتى به اندازه اين چوب‏ريزه بيش از آنچه شما مى‏گوئيد نگفته .

آنگاه رو كرد به جعفر و همراهانش و گفت : شما مى‏توانيد برويد و در سرزمين من ايمن از هر خطرى و آسوده از دغدغه‏اى بسر ببريد ، آنگاه گفت : من به شما بشارت مى‏دهم و خوشامد مى‏گويم ، هيچ ترسى نداشته باشيد كه امروز در حكومت من هيچ مكروهى به حزب ابراهيم نخواهد رسيد

( ترجمة الميزان ج : 3  ص : 426- 427 /السیره النبویه.بن هشام.ج 1.ص 359-360)

 

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٦
تگ ها :