حيا و عفت در زنان از منظر قرآن

شهادت حضرت زهرا صديقه کبری دخت رسول اعظم اولين فدايی راه ولايت تسليت

چرا خداوند در زندگى دختران شعيب به مسئله حيا توجه نموده است ؟

 

پاسخ :

1 . قرآن در نقل قصه و حوادث تاريخى براى عبرت و يا درس آموزى آيندگان ، مهمترين نكات و پرمحتواترين موارد را بيان مى كند .

2 . حياىِ دختران شعيب ـ على نبيناوآله وعليه السلام ـ و در مقابل برخورد حضرت موسى ـ على نبيناوآله وعليه السلام ـ از آموزنده ترين درس هاى تاريخى است كه قرآن براى زنان و مردان امت اسلامى مطرح نموده است .

3 . از آيه «فجاءته إحدئهما تمشى على استحياء قالت إنّ أبى يدعوك.. .» مى فهميم دختر حضرت شعيب هم در راه رفتن و قدم برداشتن و هم در سخن گفتن حيا داشت ; چون مفسران مى گويند : «تمشى على استحياء» ، يعنى به طرف حضرت موسى در حالى كه بسيار با حيا راه مى رفت و خود را پوشانده بود ، قدم بر مى داشت و وقتى به نزديكى هاى او رسيد ، ايستاد و با كمال حيا و عفت او را از طرف پدر دعوت به خانه كرد و در مقابل ، به هنگام بازگشت حضرت موسى ـ على نبيناوآله وعليه السلام ـ فرمود : من جلو مى روم ; اگر راه را اشتباهى رفتم ، مرا هدايت كن . اين عمل نيز حياى آن حضرت را مى رساند كه مجموع اين برنامه ها و ذكر آن ها در قرآن براى آن است كه مردان و زنانِ خداپرست از آن درس گرفته و حياى در زبان و عمل را برنامه زندگى خود قرار دهند تا به خيرات و نتايج آن برسند .

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢۱
تگ ها :

پاسخی چند به دوستان

تا..............شقايق جمعه 12/3/1385 - 16:25
سلام
زن و مرد دو موجود متفاوت از هم هستند
دليلی نداره که سعی کنيم اونا را مقايسه کنيم
موفق باشيد
تا بعد
www.i.parsiblog.com

ضمن تشکر از دوستان گرامی که بر بنده حقير منت نهاده و اظهار لطف نمودند و ابراز محبت نمودند

دوست گرامی همانطور که نوشتيد حق با شما است و امروزه يکی از بزرگترين ظلمهايی که در حق بانوان محترمه می شود همين است که زنان را با مردان مقايسه می کنند و اعتراض می کنند چرا دين آزادی هايی که به مردها داده به زن ها نداده است ؟! اين کلام اگر چه اعتراضی به ظاهر زيبا ولی عوام فريبانه است چرا که ما حق نداريم اين دو مخلوق خدا را که هر کدام روحيات خاص خود را دارد (اگر چه مشترکاتی هم دارند ) با يکديگر مقايسه کنيم بله در مسائل ارزشی خداوند درقرآن تفاوتی بين زن و مرد قرار نداده است بلکه تقوی ملاک قرار داده است برای رسيدن به بهشت.

بنابراين چون اين دو مخلوق هر يک روحيات خاص خود را دارند لذا در تقسيم وظايف هم هر کدام وظيفه در خور و متناسب روحيه خود داده اند پس ما حق نداريم مرد را اصل قرار داده و زن را با مرد مقايسه کنيم اين يک نوع رندی است و به نحوی ظلم بزرگی در حق زنان و کسانی که زن را با مرد مقايسه می کنند مرد را ملاک و اصل دانسته و دست به اين کار می زنند در حق بانوان ظلم کرده اند و تعجب از برخی بانوان که زير علم اين دسته خود را قرار می دهند به گمان اين که اينان دلسوز حقوق زن هستند نه زن و مرد دو موجودند هر کدام را با جنس و صنف خود بايد مقايسه کرد و بر اساس نيازهای خود و سپس درباره حقوق او سخن گفت که آيا دين آن را زيرپا گذاشته يا نه.

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٥
تگ ها :

برنامه دين

به بهانه پانزده خرداد آغاز جرقه های  حکومت اسلامی در ایران

راستی به نظر شما دین برای چه آمده است

آیا دین آمده تا یه ما یاد بده یه وقتی رو به عبادت بگذرانیم و یه سری دستورالعمل ها را که پیامبران الهی برای پیروان ادیان آوردند به عرصه عمل برسونیم ؟

آیا دین آمده تا فقط به ما یاد بده ارتباط با خدا را بیشتر کنیم ؟

آیا دین آمده تا هرکس سرش تو لاک خودش باشه ساعتی رو برای خود خلوت کرده با خدای خود به راز و نیاز بپردازیم و بس ؟

آیا دین آمده تا یه راهی رو به ما نشان بده تا به بهشت بریم نه جهنم ؟

و.....بسیاری از سئوالات که امروزه در جامعه ما مطرح می شه و این رو به ذهن ها ی برخی تداعی میکند که دین از سیاست جداست !

و یا حکومت مال پادشاهان و قدرت طلبان و سیاستمداران و امثال این ها است !

شما چی فکر می کنید؟ شما هم نظرتون اینه که این همه پیامبر اومد تا تنها به مردم این پیام رو ابلاغ کنه که مردم خدا را بپرستید کاری به حاکمان نداشته باشید بگذارید آن ها که داعی یا فرصت حکومت دارند حکومتشان را کنند و متدینان و دین داران کاری با سیاست نداشته باشند ؟!

آیا شما هم می خواهید مسلمانان یا صاحبان هر دینی کاری با ظلم ها و ستم ها , استثمارها و سوء استقاده های حاکمان نداشته نداشته و خودشان رو در مکانی مثل واتیکان خلاصه کنند و در امور سیاسی دخالت نکنند؟!

اگر اینطور فکرمی کنید باید متوجه باشید این دیدگاه مشکلات عدیده ای را برای جامعه دینی به بار می آورد که صاحبان این دیدگاه باید این مشکلات را با جان و دل بخرند, به عنوان نمونه حاکمان اگر احساس کردند جایی دین مزاحم قدرت طلبی آن هاست در دین تغییرات به وجود می آورند

مثلا مگر شما دینی سراغ دارید که هم جنس بازی را به رسمیت بشناسد؟ اما از زمانی که دین در کشور کوچکی همچون واتیکان محدود شد و پاپ ها و کاردینال ها آن جا مشغول دعا و عبادت شدند حاکمان بیکار ننشستند برخی از فرقه های مسیحی را وادار کردند که هم جنس بازی را در دنیا به رسمیت بشناسند.

از این نمونه ها در دنیا برای کلیسا که راه انزوا و جدایی دین از سیاست را پیش کشیده  بسیار اتفاق افتاده یعنی هر جا که سیاست با دین اصطحکاک پیدا کرد چون سیاست مداران قدرت دارند با قدرت و فشار خود و جو سازی ها در دستورات دینی چشم پوشی و تغییر ایجاد می کنند در میان فرقه های مسلمانان هم امر به همین منوال است

وقتی در نظر دینداران و مسلمانانی سلطان و حاکم لقب ظل الله به خود بگیرد گرچه کافرباشد و در خطبه های نماز جمعه خود هم این شعار را مرور کنند فردا اگر مسلمان خواست مراسم برائت از مشرکان که جزو اعمال حج هست را در کنار خانه خدا اجرا کند چون برای حاکمان مشکل ایجاد می کند و در روابط سیاسی آن ها با اجانب مشکل ساز می شود از این اعمال جلوگیری می شود و.....

این بحث حرف های بسیاری را به دنبال دارد اما وقتی که قرآن آمد دستوراتی را مطرح کرد که در میان آنها دستوراتی کاملا سیاسی وجود دارد و یا بخش سیاسی آن بیشتر می چربد,

مثل نماز جمعه , مناسک حج , نماز جماعت, خمس, زکات, مراسم دعا و نیایش دست جمعی و...

اگر به آیه 200 سوره آل عمران یک نظری بیافکنیم مهمترین پیامش این است که انبیا آمدند که برای مردم برنامه ای بیاورند تا بتوانند به راحتی به صورت اجتماعی با هم در کنار هم در صلح و آرامش زندگی کنند دین آمده تا برنامه ای را برای تأمین  سعادت دنیا و آخرت بشر به اجرا گذارند بنا براین حکومت داری از دینداری جدا نیست بلکه هرجا حکومت ها مانع اجرای دستورات دینی شدند پیامبران در مقابل حاکمان ایستادند مگر ماجرای فرعون را با موسی به راحتی می توان به فراموشی سپرد مگر همین پیامبری که بعد از غایب شدنش تازه دشمنانش به بهانه مرگ او پیراهن عثمان به راه نینداختند و با حاکمان در نیافتادند چه شده است که همه این حوادث را فراموش کردند و چند صباحی که از زندگی دنیا را مانده خود را منزوی کرده و هر بار با زور و فشار قدرت ها از مواضع دینی خود عقب نشینی می کنند چرا چرا چرا؟؟؟

مگر همین مسلمانان نبودند که به خاطر دین مجبور شدند گاه که حکومت ها مزاحم آنان بودند با آنان درگیر شده و جنگ های متعدد به راه اندازند و خون ها در این راه بدهند ؟

راستی فرهنگ شهادتی که سید الشهدا احیا کرد و با ریختن خون خود اعتراض خود را نسبت به رفتار مخالف دین حاکم وقت اعلام نکرد ؟ وووو...

     امروز هم امام خمینی وقتی جنگ خود را با رضا شاه  آغاز کرد از همان ابتدا درس ولایت فقیه را به شاگردانش می دهد و برنامه حکومت اسلامی را پایه ریزی می کند به گونه ای که خاتمه آن را حکومت صالحان بر روی زمین که خداوند در قرآن آن را به پیروان حضرت موسی ع  در مقابل فرعونیان  وعده داده بود و پس از آن به تمامی مستضعفان  روی زمین قبل از قیامت با آمدن حضرت ولی عصر عج وعده می دهد. سوره قصص آیه 5.

 به امید آن روز.

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٤
تگ ها :

مناظره ای ديگر با يک کافر درباره حقوق زن در قرآن

در ادامه مناظره با یک کافر ماجرایی دیگه رو براتون نقل می کنم

قضیه از این جا شروع شد که داشتیم درباره حقوق زن بحث میکردیم

کافر گفت: من خودم يك روانشناس هستم ...
نظريه هايي را كه ارائه مي كنيد متعلق به مراكز مذهبي (نه علمي) هستند ... احساسات و عواطف، در هر دو جنس (زن و مرد) وجود دارند ... هيچ دليل و برهان منطقي در اينكه زن بيشتر احساساتي است يا مرد (يا بالعكس) وجود ندارد .
در فرهنگ خودمان معمولا مي گوييم كه مردان غيرتي ميشوند ... بنظر شما، <غيرتي شدن> احساساتي شدن نيست؟!!

 اما جواب من:

1.عجیب است که شما یک روانشناس هستید ولی مسایل ابتدایی و رایج بین روانشناسان را نمی دانید . فکر می کنم این تخصص شما هم از قبیل  تخصصتان در علوم تفسیر و فقه و منطق و فلسفه و کلام و اخلاق و ... می باشد.

2. آیا زنان عاطفی تر از مردان نستند ؟! زن ها بیشتر گریه می کنند یا مردان

زن ها بیشتر مهربان هستند یا مردان  ؟ زنان بیشتر احساساتی می شوند یا مردان؟ زنان بیشتر کانون محبتند یا مردان؟  اصولا عاطفه بیشتر در مردان هست یا زنان؟ مردان بیشتر منطقی هستند یا زنان؟ زن ها بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند یا مردان؟ مردان بیشتر خجالتی  و محجوبند یا زنان؟ و....

3. غیرت چه ارتباطی به احساسات دارد غیرت خود یک ویژگی مستقل است  که در انسان ها به اشکال مختلف وجود دارد و این بیان شما علمی نیست بلکه عامیانه است.

4. مقصود از مسایل ارزشی اعتبار دنیوی نیست مقصود خوبی و بدی برای جهان آخرت است در برخورد با انسان نسبت به خوبی ها و بدی هایی که انسان انجام می دهد در فرهنگ قرآن به صورت یکسان به زن و مرد نگاه می شود.

4.  آیا قبول دارید کارهایی از عهده نوع زنان بر می آید که نوع مردان نمی توانند انجام دهند و بالعکس ؟

5. آن چه بیان شد برنامه ای است که قرآن برای سعادت دنیا و آخرت انسان پیشنهاد داده همانطور که مکتب های دیگر هم برنامه های خود را برای سعادت بشر بیان می کنند بنابر این اگر گفتم زن واجب النفقه نیست در فرهنگ قرآنی چنین است کاری نداریم که برخی فرهنگ دیگری را برگزیده و زن را واجب النفقه می دانند در فرهنگ قرآنی هیچ وقت زن چنین مسئولیتی بر عهده اش نیست اگر هم خانواده ای نیاز به سرپرست داشت در صورت فقدان پدر یا پدر بزرگ, این حاکم اسلامی است که موظف به قیمومیت بی سرپرستان است و زن هیچ وظیفه شرعی در قبال فرزندان ندارد حتی برای شیر دادن به فرزند می تواند از شوهر اجرت مطالبه کند. اگر این فرهنگ در جوامع پیاده شود بسیاری از مشکلات زندگی های دشوار برطرف خواهد شد. من هم مانند شما نسبت به وضعیت موجود واقفم اما وضعیت موجود که مورد تایید فرهنگ قرآنی نیست. و مطلوب نیست. البته با کارکردن زن مخالف نیست اما در همین کار کردن هم زن ها هر کاری را نمی توانند انجام دهند. پس بالاخره زن و مرد متفاوتند.

و در برخورد حقوقی رفتار های مختلف را می طلبند.لذا احکامشان متفاوت است.

6. اين مطلب در علم فيزيولوژى گفته شده كه زنان از نظر مغز، قلب ، شريان ها، اعصاب ، و عضلات بدنى ، با مردان تفاوت دارند، و در زندگى زنان ، ((احساس )) و در حيات مردان ، ((تعقّل )) غلبه دارد; [البته متوسط زنان و مردان اين گونه هستند]به دليل همين تفاوت موجود در زن و مرد، طبق قوانين اسلام وظايف و تكاليف عمومى و اجتماعى ـ كه به تعقل و صلابت بيشترى نياز دارد; مانند حكومت ، امامت ، قضاوت ، جهاد ابتدايى و. . . ـ به عهدهء مردان گذاشته شده است ، و وظايفى را كه ارتباطش با عواطف و احساس بيشتر از تعقل است ، و زن ، بهتر از مرد مى تواند از عهدهء آن برآيد، مانند پرورش و تربيت اولاد و آشنا كردن آنها به وظايف اجتماعى ، تدبير منزل و. . . مخصوص زنان قرار داده است. فکر می کنم همینقدر خسته تون کردم بقیه رو هر وقت فرصت پیدا کردید اینجا بخونید

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٦
تگ ها :