عرفان در قرآن

از آن جا كه عرفان اسلامى در محيط و جامعه اسلامى رشد كرده، بسيارى از مبانى و اصول اوّليّه اش از متن قرآن است .

قرآن به حدى مشعون از آيات و معارف عرفانى است كه برخى اقدام به تفسيرهاى عرفانى از قرآن كردند; مثل: تفسير كشف الاسرار و عدة الابرار، خواجه عبدالله انصارى و تفسير القرآن الكريم، صدرالمتالهين

 به چند نمونه از آيات توجه كنيد:

1. تجلى و جذبه در عرفان :از آيه «فلما تَجلّى ربُّه للجَبَلِ جعله دكّاً و خَرَّ موسى صعقا» (اعراف، 143) گرفته شده و سخنان عارفان بيشتر شرح و توضيح اين آيه است.

2. معيت الهى از آيه «هو معكم اينما كنتم» (حديد، 4)

3. قرب (نزديكى دل به خداوند از راه صفاى آن) كه عرفا به «نحن اقرب اليه من حبل الوريد» (ق، 16) استناد مى كنند.

4. حبّ الهى مستند به آيه «والذين ءَامنوا أَشَدّ حُبّاً للّه» (بقره، 165) است.

در نهايت،.

از آنچه در آيات و روايات آمده روشن مى شود كه قلب و روح انسان، همچون آينه اى است كه گاه بر اثر غبار گناه و زنگار اخلاق بد، هيچ حقيقتى را منعكس نمى كند; ولى هنگامى كه اين گردوغبار با آب توبه شسته، و زنگارها به وسيله تهذيب نفس زدوده شد و دل صيقل يافت، حقيقت در آن پرتو افكن و صاحب آن، محرم اسرار الهى مى شود و پيام هايى را كه گوش نامحرمان از شنيدن آن محروم است، مى شنود و هر قدر ايمان و يقين انسان بالا رود، و حجاب هايى كه بر اثر گناهان و روحيات و صفات زشت، اطراف دل را مى گيرد كنار زده شود، حقايق بيشترى از جهان هستى براى انسان مكشوف مى گردد تا آنجا كه مى تواند ابراهيم وار بر ملكوت آسمان ها و زمين نظر كند;

ادامه مطلب را این جا بخوانید

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٦
تگ ها :