هدف از آفرينش انسان چه بوده است ؟ چه سودى براى خداوند دارد؟

 

در آغاز ياد آور می شوم :

  1. خداى تعالى فياض به تمام معنا است ; و باران رحمت او بر سر بندگان ، هميشه مى بارد و مانعى هم براى آن نمى توان تصور كرد،پس بايد خلق كند، چون لازمهء ذات او خلاقيت و فياض بودن است.
  2. اينكه آيا خدا در آفرينش ذى نفع است يا نه ؟ در پاسخ بايد گفت : منفعت و سود به خلق برمى گردد نه به خالق ، يعنى خدا ذى نفع نيست ، يا به عبارتى ، ناقص نيست كه با اين كاربه كمال برسد، بلكه سود به مخلوق برمى گردد.

من نكردم خلق تا سودى كنم     بلكه تا بر بندگان جودى كنم.

به ديگر سخن : آفرينش نوعى احسان و فيض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات ; و چنين آفرينشى حُسن ذاتى دارد. وقيام به انجام فعلى كه ذاتاً پسنديده است ; جز اينكه خود فعل زيبا باشد، به چيز ديگرى نياز ندارد. بنابراين اگر كسى سؤال كند، چرا خالق منّان دست به چنين كار پسنديدهء بالذات زده است ؟ در پاسخ بايد گفت : خداوند كه فياض على الاطلاق است ،با توجه به اينكه مى توانست موجودى را خلق كرده و به كمال برساند، اگر چنين نمى كرد، جاى پرسش داشت كه : چراخداوند متعال با اينكه مى توانست موجودى را خلق كرده و به كمال برساند، اين كار پسنديده را انجام نداده است.

هدف از آفرينش در خودِ آفرينش نهفته است . هر چيز با بودنِ خودش به هدفمند بودنش گواهىمى دهد. {قطره اى كز جويبارى مى رود     از پى انجام كارى مى رود}

هر پديده ، سرودِ زيباى آفرينش را زمزمه مى كند كه آن رسيدن به كمال است . رسيدنِ به كمال ، در ذرّه ذرّه ذرّاتِ وجودنهفته است . همهء اجزاى وجود، سرود يكنواختى را زمزمه مى كنند; رسيدن به كمال . شايد بپرسيد كمال چيست ؟ كمال همان نقطهء مطلوبى است كه جهان آفرينش و نيز انسان به سوى آن در حركت است ;((إنّا للّه و إنّا إليهِ ر اجِعون ; ما از خدا هستيم [از سوى او آمده ايم : نقطهء اوّل ] و به سوى او در حركت هستيم . )) [كمال مطلوب ]اين فقط زمزمهء وجودِ انسانِ نيست ; بلكه هرچيزى آن را زمزمه مى كند.

آيا دانستن ،فهميدن و رسيدن به دانايى ، خود نوعى كمال جويى و كمال طلبى نيست ؟ اين پرسش ،   زبانِ حال همهء آفرينش است .((إن مِن شى ء إلاّ يسبّح بحمده و لــكِن لاتفقهون تسبيحَهُم ;(اسراء، 44) هيچ موجودى نيست ; جز آنكه او را تسبيح مى كند; اماشما تسبيح آنها را در نمى يابيد. )) اين رسيدن به كمال ، در مورد انسان آهنگ ديگرى به خود مى گيرد; زيرا رسيدن به كمال درانسان ، همراهِ آگاهى و اختيار است . انسان با آگاهى هايى كه خداوند در اختيار او گذاشته و با اختيارى كه به او داده، از اوخواسته تا در راه تكامل پا گذارد. مى پرسيد چگونه ؟ همهء عبادت ها و احكام و تكاليف دينى براى رسيدن به اين كمال است . خداوند متعال مى فرمايد: ((و ما خلقتُ الجِنّ و الاإنس إلاّ لِيَعبدون ;(اسراء، 44) من جنّ و انس را جز براى پرستش نيافريدم . )) انجام دادنِ تكاليفِ دينى زمينهء رسيدن به كمال و نزديكى به خداوند را در انسان فراهم مى كند.

حاصل آنكه براى آفرينش انسان دو هدف مى توان در نظر گرفت : الف ) هدف نزديك ، عبادت و پرستش ; ب ) هدف ِبعدى ، رسيدن به تكامل . همانطور كه شما ازمطالعه مطالب اين وبلاگ  دو هدف را دنبال مى كنيد : 1. هدف نزديك (خواندن وبلاگ ) 2.هدفِ بالاتر (رسيدن به پاسخِ پرسش ها و آگاهى پيدا كردن از معارفِ قرآنى)

از اين سايت هم ديدن کنيد

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۳
تگ ها :