سلام

عيد بر شما مبارک

 

گریه نجاشی

 

درنخستین هجرت مسلمین به سرزمین حبشه نجاشی پادشاه حبشه آنهاراخواست تا از حالشان خبردار شود، همينكه حاضر شدند جعفر به در خانه نجاشى با فرياد ، اذن دخول خواست ، به اين عبارت كه حزب الله از تو اجازه دخول مى‏خواهد ، نجاشى به اطرافيان خود گفت : به اين فريادگر بگوئيد يك بار ديگر كلام خود را تكرار كند ، جعفر دو باره فرياد كرد : حزب الله از تو اجازه دخول مى‏خواهد ، آنگاه مهاجرين داخل شدند و نجاشى را سجده نكردند نجاشى پرسيد : چرا براى من سجده نكرديد و به 

تحيتى كه معمول هر كسى است كه از هر جاى دنيا بر من در مى‏آيد تحيت نگفتيد ؟ گفتند : ما تنها براى خدائى سجده مى‏كنيم كه تو را و ملك تو را خلق كرده و اين تحيتى كه ما داديم ، تحيت خاص ما است و ما در سابق بت‏ها را مى‏پرستيديم ، خداى تعالى در بين ما پيامبرى صادق برگزيد و او به ما دستور داد به يكديگر تحيتى بگوئيم كه خدا به آن رضايت دارد و آن سلام است كه تحيت اهل بهشت است ، نجاشى فهميد كه سخن او حق است و اين مطلب در تورات و انجيل آمده ، پرسيد : كدامتان بوديد جلو در منزل فرياد مى‏زديد و براى حزب الله اجازه دخول مى‏گرفتيد ؟ جعفر بن ابيطالب که سخنگوی آنها بود جلو رفت و گفت: من بودم ، نجاشى پرسيد : دين شما چه دينى است و اينان چه دينى را اختيار كرده‏اند ؟ جعفر گفت : اما دينى كه بعد از رها كردن دين پدرى خود اختيار كرديم دين خدا ( اسلام ) است كه فرستاده‏اى از خدا آن را از ناحيه خداى تعالى براى بشر آورده ، داراى كتابى است نظير كتاب عيسى بن مريم و موافق با آن ، نجاشى گفت : اى جعفر سخن عظيمى گفتى . آنگاه دستور داد تا ناقوس بنوازند ، بعد از نواختن ناقوس كشيش‏ها و راهب بزرگ آنان وارد شده ، نزد نجاشى جمع شدند ، نجاشى گفت : شما را به خدا سوگند مى‏دهم ، آن خدائى كه انجيل را بر عيسى نازل كرده ، آيا در انجيل پيامبرى مرسل كه بين آن جناب و بين قيامت مبعوث شود يافته‏ايد ؟ همه گفتند : خود و خدا آرى ، عيسى (عليه‏السلام) ما را به آمدن او بشارت داده و اين را هم فرموده : كسى به او ايمان مى‏آورد كه به من ايمان آورده و كسى به او كفر مى‏ورزد كه به من كفر ورزيده ، نجاشى به جعفر گفت : اين مرد به شما چه چيزهائى مى‏گويد و به آن وادارتان مى‏كند و از چه چيزهائى نهيتان مى‏كند ؟ جعفر گفت : كتاب خدا را بر ما مى‏خواند و ما را بدانچه پسنديده است امر ، و از آنچه ناپسند است نهى مى‏كند ما را دستور مى‏دهد به نيكى با همسايگان و صله رحم و احسان به يتيم ، و دستور مى‏دهد به اينكه تنها خداى يگانه را بپرستيم ، خدائى كه شريك ندارد ، نجاشى گفت : از آنچه بر شما خوانده بر من بخوان ، جعفر سوره عنكبوت و روم را خواند ، اشك از چشمان نجاشى و يارانش سرازير شد و گفتند : از اين سخن پاك بيشتر برايمان بخوان ، جعفر سوره كهف را هم خواند ، عمرو در صدد برآمد نجاشى را عليه مهاجرين به خشم آورد ، گفت : اين مهاجرين بر عيسى و مادرش ناسزا مى‏گويند ، نجاشى رو كرد به جعفر كه شما نظرتان در باره عيسى و مادرش چيست ؟ جعفر سوره مريم را خواند ، همينكه به نام مريم و عيسى رسيد نجاشى رشته‏اى بسيار ريز از مسواك چوبيش گرفت و گفت : به خدا سوگند مسيح هم حتى به اندازه اين چوب‏ريزه بيش از آنچه شما مى‏گوئيد نگفته .

آنگاه رو كرد به جعفر و همراهانش و گفت : شما مى‏توانيد برويد و در سرزمين من ايمن از هر خطرى و آسوده از دغدغه‏اى بسر ببريد ، آنگاه گفت : من به شما بشارت مى‏دهم و خوشامد مى‏گويم ، هيچ ترسى نداشته باشيد كه امروز در حكومت من هيچ مكروهى به حزب ابراهيم نخواهد رسيد

( ترجمة الميزان ج : 3  ص : 426- 427 /السیره النبویه.بن هشام.ج 1.ص 359-360)

 

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٦
تگ ها :