برنامه دين

به بهانه پانزده خرداد آغاز جرقه های  حکومت اسلامی در ایران

راستی به نظر شما دین برای چه آمده است

آیا دین آمده تا یه ما یاد بده یه وقتی رو به عبادت بگذرانیم و یه سری دستورالعمل ها را که پیامبران الهی برای پیروان ادیان آوردند به عرصه عمل برسونیم ؟

آیا دین آمده تا فقط به ما یاد بده ارتباط با خدا را بیشتر کنیم ؟

آیا دین آمده تا هرکس سرش تو لاک خودش باشه ساعتی رو برای خود خلوت کرده با خدای خود به راز و نیاز بپردازیم و بس ؟

آیا دین آمده تا یه راهی رو به ما نشان بده تا به بهشت بریم نه جهنم ؟

و.....بسیاری از سئوالات که امروزه در جامعه ما مطرح می شه و این رو به ذهن ها ی برخی تداعی میکند که دین از سیاست جداست !

و یا حکومت مال پادشاهان و قدرت طلبان و سیاستمداران و امثال این ها است !

شما چی فکر می کنید؟ شما هم نظرتون اینه که این همه پیامبر اومد تا تنها به مردم این پیام رو ابلاغ کنه که مردم خدا را بپرستید کاری به حاکمان نداشته باشید بگذارید آن ها که داعی یا فرصت حکومت دارند حکومتشان را کنند و متدینان و دین داران کاری با سیاست نداشته باشند ؟!

آیا شما هم می خواهید مسلمانان یا صاحبان هر دینی کاری با ظلم ها و ستم ها , استثمارها و سوء استقاده های حاکمان نداشته نداشته و خودشان رو در مکانی مثل واتیکان خلاصه کنند و در امور سیاسی دخالت نکنند؟!

اگر اینطور فکرمی کنید باید متوجه باشید این دیدگاه مشکلات عدیده ای را برای جامعه دینی به بار می آورد که صاحبان این دیدگاه باید این مشکلات را با جان و دل بخرند, به عنوان نمونه حاکمان اگر احساس کردند جایی دین مزاحم قدرت طلبی آن هاست در دین تغییرات به وجود می آورند

مثلا مگر شما دینی سراغ دارید که هم جنس بازی را به رسمیت بشناسد؟ اما از زمانی که دین در کشور کوچکی همچون واتیکان محدود شد و پاپ ها و کاردینال ها آن جا مشغول دعا و عبادت شدند حاکمان بیکار ننشستند برخی از فرقه های مسیحی را وادار کردند که هم جنس بازی را در دنیا به رسمیت بشناسند.

از این نمونه ها در دنیا برای کلیسا که راه انزوا و جدایی دین از سیاست را پیش کشیده  بسیار اتفاق افتاده یعنی هر جا که سیاست با دین اصطحکاک پیدا کرد چون سیاست مداران قدرت دارند با قدرت و فشار خود و جو سازی ها در دستورات دینی چشم پوشی و تغییر ایجاد می کنند در میان فرقه های مسلمانان هم امر به همین منوال است

وقتی در نظر دینداران و مسلمانانی سلطان و حاکم لقب ظل الله به خود بگیرد گرچه کافرباشد و در خطبه های نماز جمعه خود هم این شعار را مرور کنند فردا اگر مسلمان خواست مراسم برائت از مشرکان که جزو اعمال حج هست را در کنار خانه خدا اجرا کند چون برای حاکمان مشکل ایجاد می کند و در روابط سیاسی آن ها با اجانب مشکل ساز می شود از این اعمال جلوگیری می شود و.....

این بحث حرف های بسیاری را به دنبال دارد اما وقتی که قرآن آمد دستوراتی را مطرح کرد که در میان آنها دستوراتی کاملا سیاسی وجود دارد و یا بخش سیاسی آن بیشتر می چربد,

مثل نماز جمعه , مناسک حج , نماز جماعت, خمس, زکات, مراسم دعا و نیایش دست جمعی و...

اگر به آیه 200 سوره آل عمران یک نظری بیافکنیم مهمترین پیامش این است که انبیا آمدند که برای مردم برنامه ای بیاورند تا بتوانند به راحتی به صورت اجتماعی با هم در کنار هم در صلح و آرامش زندگی کنند دین آمده تا برنامه ای را برای تأمین  سعادت دنیا و آخرت بشر به اجرا گذارند بنا براین حکومت داری از دینداری جدا نیست بلکه هرجا حکومت ها مانع اجرای دستورات دینی شدند پیامبران در مقابل حاکمان ایستادند مگر ماجرای فرعون را با موسی به راحتی می توان به فراموشی سپرد مگر همین پیامبری که بعد از غایب شدنش تازه دشمنانش به بهانه مرگ او پیراهن عثمان به راه نینداختند و با حاکمان در نیافتادند چه شده است که همه این حوادث را فراموش کردند و چند صباحی که از زندگی دنیا را مانده خود را منزوی کرده و هر بار با زور و فشار قدرت ها از مواضع دینی خود عقب نشینی می کنند چرا چرا چرا؟؟؟

مگر همین مسلمانان نبودند که به خاطر دین مجبور شدند گاه که حکومت ها مزاحم آنان بودند با آنان درگیر شده و جنگ های متعدد به راه اندازند و خون ها در این راه بدهند ؟

راستی فرهنگ شهادتی که سید الشهدا احیا کرد و با ریختن خون خود اعتراض خود را نسبت به رفتار مخالف دین حاکم وقت اعلام نکرد ؟ وووو...

     امروز هم امام خمینی وقتی جنگ خود را با رضا شاه  آغاز کرد از همان ابتدا درس ولایت فقیه را به شاگردانش می دهد و برنامه حکومت اسلامی را پایه ریزی می کند به گونه ای که خاتمه آن را حکومت صالحان بر روی زمین که خداوند در قرآن آن را به پیروان حضرت موسی ع  در مقابل فرعونیان  وعده داده بود و پس از آن به تمامی مستضعفان  روی زمین قبل از قیامت با آمدن حضرت ولی عصر عج وعده می دهد. سوره قصص آیه 5.

 به امید آن روز.

 

  
نویسنده : saeed shams ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٤
تگ ها :